رقم خورد رفتارم اما اشتباه!!

خسته دل تنها...یار بی یار...دل تنگ

بسم الله و بالله علی مله رسول الله 

در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبى عليه السلام که از سخت ترين دوره هاى تاريخ اسلام نسبت به پيروان اهل بيت و طرفداران حق بود، «مسلم بن عقيل » با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مى شد. 

 

اين که امام از «مسلم بن عقيل » به عنوان «برادرم » و «فرد مورد اعتمادم » نام مى برد، ميزان اعتبار و لياقت و کفايت مسلم بن عقيل را مى رساند. آنگاه «مسلم بن عقيل » را طلبيد و به او فرمود: به کوفه مى روى، اگر ديدى که دل و زبان مردم يکى است و آنچنان که در اين نامه ها نوشته اند متحدند و مى توان به وسيله آنان اقدامى کرد، نظر خودت را بر من بنويس و «مسلم بن عقيل » را وصيت و سفارش کرد، به اين که: 
پرهيزکار و با تقوا باش؛ نرمش و مهربانى به کار ببر؛ فعاليت هاى خود را پوشيده دار؛ اگر مردم، يکدل و يک جان بودند و در ميانشان اختلافى نبود، مرا خبر کن. 

 

 

اينک، «مسلم بن عقيل »، با شهرى رو به روست، حادثه خيز و پر ماجرا و با گرايش هاى مختلف؛ شهرى با افکار گوناگون که اگر چه به ظاهر آرام است، اما آرامش قبل از طوفان را مى گذراند. 

 

اکنون «مسلم بن عقيل »، نگينى در ميان حلقه انبوه ياران است حضورش مايه دلگرمى اميدواران است شکوه و هيبتى دارد، ميان کوفيان جايى و محبوبيتى دارد، و هر شب، صحبت از جنگ است، سخن از شستشوى لکه هاى ذلت و ننگ است کلام از شور جانسوز حقيقت هاست، ز «رفتن »ها و «ماندن » هاست. ولى دوران آن کم بود و کم پاييد، تمام شعله ها ناگه فرو خوابيد ... 

 

 

 

شب بیعت کردند و صبح نماز صبح بیعت خود را بشکستند!

 

 

ناگاه «مسلم بن عقيل » را گريه فرا گرفت، و گفت: «انا لله و انا اليه راجعون » يکى از سران سپاه ابن زياد، از روى طعنه، گفت: کسى که در پى اين کارها باشد، بر اين پيشامدها نبايد گريه کند. «مسلم بن عقيل » گفت: 
«به خدا سوگند! گريه ام براى خويش و به خاطر ترس از مرگ نيست، بلکه گريه من براى خانواده ام و براى حسين بن على و خانواده اوست، که به سوى شما مي آيند.» 

 

زندگانی مسلم... مردم زمانش.... 

جالب نیست که بدانیم کجای این راه هستیم؟ 

مسلم مرد هلهله کردند.... 

 

مقایسه ها با خودتون.... خسته ام از این دنیا.... 

سخن مسلم :

 أَقْسَمتُ لا أُقْتَلُ إِلاّ حُرّاً *** وَإِنْ رَأَيْتُ الْمَوْتَ شَيْئاً نُکْراً

 

هنگامي که مسلم متوجّه دستگيريِ هاني بن عروه شد، با 4000 نفر به طرف قصر عبيدالله حرکت و آن را محاصره کرد. عبيدالله که اوضاع را اين گونه ديد، سران قبايل مختلف را تطميع کرد. همچنين شايعه حضور مأموران شام را در نزديکي هاي کوفه، بين مردم منتشر ساخت.
بيشتر مردم از پيرامون مسلم پراکنده شدند، مسلم براي اقامه نماز مغرب به مسجد آمد، در اين هنگام فقط سي نفر پشت سر مسلم نماز خواندند. پس از نماز، نگاه کرد، ديد فقط 10 نفر مانده اند

نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت 18:33 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

پست مال 6 ماه پیش:

 

 

بسمه تعاللی

چه ساده 6 ماهه شدم....19 سال و 6 ماه

امروز فهمیدم چه ساده 6 ماه دورم

امروز قهمیدم چه ساده 6 ماه از آخرین بار که دیدمش میگذرد

یادت هست صبح روز تولد اولین کادو تولدم را خودت بهم دادی

یادت هست شب تولدم داشتیم دعوامون میششد؟

یادت هست ؟؟؟؟

ظهر به دیدارت آمدم..دعای مباهله با هم خواندیم

....شب به دیدارت آمدم....زیارت جامعه کبیره خوندیم

یادت هست؟

آینه بشکست............و.......

یاد آن روزه ها بخیر

چه ساده 6 ماه گذشت

چه ساده دل من عادت کرده به دلتنگی

عادت کرده به دعای کمیلِِ  ِ ......

چه ساده ارزش ها را زیر پا گذاشتم

دلم تنگ شده برای همه روزها

همه تفریح من تو بودی

همه خوشی من به پنجره بود و دل تنگی ها و تو

یادت هست؟

بستنی ها....چقدر آنشب خندیدیم

رجب در راه هست

دل من در راه دیدار تو سوزان

بگذار بیایم

بگذار بیایم برای تشکر

بگذار تا هنوز یادم در مکه هست بیایم

نذار گناهانانم زیاد شود

کمکم کن

امام زمان (ع) سللام منو برسون

چشم قول میدهم

راستی بابت امام علی (ع) امشب کمکم کن

ممنونم امام رضا(ع)

زیارت امین الله همیشه در مقابل آستانتزیباترین دعایی بود که خواندم

بعد از دعای کمیل......

و زیاترین گفته ها در دعاها

قد تکرر وقوفی لضیافتک....انشاالله....

آقا زیاد به دل ما سر بزن;)

 

_____________________________________________________________________

 

زیاد پررو شدم.....

دلتنگ شدن پررویی نیست

 

یا الله یا الله یا الله یاالله یا الله یا الله یا الله یاالله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نمیدانم چه بگویم چه حق هست چه  نادرست چه درست

فقط در دلم چشم انتظارم....دیدار....دیدار....

 

جمله:

ما شیعیان تنبـــــــــل نمی خواهیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

التماس دعا:(

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی عظم البلا و برح الخفا وانکشف الغطا و ضاقت الارض و منعت السما و انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول فی الشده و الرخا......اللهم صل علی محمد و ال محمد اولی الامر الذین فرضت علینا طاعتهم و عرفتنا بذلک منزلتهم ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا قریبا

ته این دعا اینه: فرجا عاجلا قریبا کلمح البصر ا هو اقرب یا محمد و یا علی یا علی و یا محمد اکفیانی فانکما کافیان وانصرانی فانکما ناصران یا مولانا یا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث...ادرکنی ادرکنی ادرکنی...الساعه الساعه الساعه...العجل العجل العجل....برحمتک یا ارحم الراحمین

برید این دعا را بخوانید با فضایلش....

نصقه گذاشتم چون .....راستش تنبلیم اومد همه اش را بنویسم

 

اما نوشتم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 20:23 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الولی الحمید

سلااااااااااااااااام

اصلا قانون جذب را نمیتونید باور کنید

نمی دونم خودش میدونست توی جلسه نگفت و گفت برای ماههای آینده

یا........ 

به هر حال جلس

گزارش جلسه :

هردومون 8 آبان به دنیا اومدیم

آخه تعجب ش روی این بود چرا من این روز را اینقدر دوستش دارم 

_-_--_--_-_-_-_-_-__-_--_-_-__-_-_--_--

چرا حجاب؟ 

سوالی هست که خیلی ها از من میپرسند حتی استاد 

 

یکی از اساتید گفتن تو دکتر خیلی خوبی میشی :-D 

ابجی م گفت نگفتی چجوری میخوای مریض ها را بیهوش کنی؟  :-D 

بعدا براتون تعریف میکنم 

_-_-__-_-_----_-----------____--__-_--__--_

در انتها بگویم از هورمون اکسی توسین

این هورمون چرا در مردان هست؟ 

 

در تحقیقاتی بر روی موش های صحرایی نر (دقت کنید موش ها) 

آنهایی که اکسی توسین بالایی داشتند... وفادار بودند به همسرشان

اما آنها که اکسی توسین کمتری داشتند.... دلشون باند فرودگاه بود و از دوست داشتن و عشق هیچی حاليشون نمیشد(همون گوسفند خودمون) 

.

.

.

قرار شد از این به بعد قبل از خواستگاری و.... آزمایش خون طرف اکسی توسین آقايون را خانم ها چک کنن :-)) 

.

.

.

هم چنین این هورمون همکاری.... محبت.... اینا را تقویت میکنه B-) 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 22:20 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الولی الحمید

سلام

کلا نام وبلاگم با کارهایم خیلی ممیخونه

دم از شیعه علی بودن میزنیم.... اما...... 

علی برای تن شمشیر نزد برای خدا شمشیر میزد اما من... :'( 

برام دعا کنید...... اصلا داغونم..... 

نامه ای به امام زمان علیه السلام :

آقا منو میبخشین؟ 

من اشتباه کردم.... غلط کردم... آقا ببخشید.... 

آقا من.... بذارید پای بی کمال بودنم... همه که کمال نمی رسند... آقا غلط کردم.... تا حالا اینقدر پشیمان نشده بودم از گناهم... دل شما را شکستم.... من فرقم با یزید... شمر چیست؟هیچی.... 

:'( 

:'( 

:'( 

نوشته شده در یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 22:27 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

همه پر از سخن هستند... اما عملشان...... :-( 

باید یادآوری کنم بهشون کار به عمل برآید نه سخن.... 

 

 

تا 20 روز دیگر 20 ساله میشم ای بابا 

چه یهو بزرگ شدم 

دنیا را به سن نیست.. به عقل نیست... 

در آخر این را از ما میخواهند! 

وز حاصل عمر چیست در دستم؟ :-/ 

 

و من خواهم گفت از گناهان کوچک و بزرگ ام 

از غفلت هایم... 

از خسته گی هایم 

از دلتنگیم 

از دوری و فراق.... 

از درد بی درکی... 

از درد ندیدن امام عصر... 

از نرفتن به کربلا... 

از... از..... 

خدایا قبل از مرگم بهم بگو... باشه؟  نگرانم دستم خالیه.... :'( 

نوشین دست پر بود.... عالی بود دختر نمونه ای بود.... 

خدایا... من.... :-( 

نوشته شده در جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 16:17 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الذوالجلال الاکرام 

ابتدا آزاد سازی خرم بلاگ ثمر عزیزمامان را به خودم و بقیه تبریک میگم! 

نمیدونم توی این مدت اینجا دنبال چی میگشتن 

بالاخره دست از سر من انشالله برداشتند البته امیدوارم 

ابتدا خطاب به آنها میگویم :

شما را من قبول ندارم، به هیچ عنوان ی، درکارتان نه عدالت هست، نه چیز دیگر..... 

در عین حال مرا مقصر میدونستید!! 

من گفتم از ریشه باید درخت بی بار را از بین برد.... نه فقط شاخه و برگ ها... 

شما غول وحشتناک هستید اما منم فرشته نجات نیستم! 

من آدم هستم و مقام آدمیت از فرشتگان بالاتر است.. چرا که ملائکه به آدم سجده کردند...  بعــــــــــــــــــــله 

_-_-_-_-_-_-_---_-_-_--_-_-__-_-_-_-_

به زودی با خاطرات ثمر عزیزمامان همراه باشید 

 

اما یه درس درس نبود 

هرکه در این بزم مقرب تر جام بلا بیشتر دهند.... 

هیعییی چی بگم از این جمله..... اما هنوز برام خیلی چیزها سواله! 

تا پاسخ ها بیاد انشالله..... 

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-__

پیام  :گناه نکنید.... اگر غیر عمد گناه کردی... توبه نما! 

خیلی سخت بود تا علت را فهمید 

 

گناه اولیه زمینه گناه و قسی قلب میاره 

سخت تر توبه.و گاهی گفتن حقیقت جای دروغ هست! 

بدتر از همه معصیت در مقابل خدا! در حالی که میدانی میبیند! 

دوبار به گناه آمدم گرفتار شوم.... یکی منو نگاه میکرد... آدم بود... منم مراقبت کردم 

بعدا با خودم گفتم اگر اعتقاد به بصیر بودن الله باشه، یقین بیاد، گناه معنا نمیدهد! 

لا اله الا الله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم! 

 

_-_-_-_--_----__-__

در انتها برام دعا کنید برنامه ای است سخت در پیش دارم! 

نوشته شده در شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 21:53 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

 بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

امروز درس بزرگی گرفتم

اگر کسی سرت داد زد درحالی حق نداشته تو شخصیتتت بزرگه نه اون..:((

_--_--_--_--_--_--_

به آدما نمیشه اعتماد کرد...حتی به ادمی که روش جور دیگری حساب میکردی...انصراف دادن کار سختی نیست برای من

بیشتر نگران آدم هایی هستم که خست دارند..و مخفی کاری

________________________________________________________________

امشب سرم رو راحت میذارم زمین

برای اولین بار

مرگ برام از زندگی با این وضعیت بهتره

دلم تنگ شده ...ادمایی که سفر رفتند را میبینم .......میتونم بگم من چقدر بی لیاقت هستم همین

نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 22:14 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسمه تعالی 

سلام :-) 

اون مو فر فری هست تو مدرسه موش ها پیانو میزد گفتن منم :-D 

خواستم راهنمایی تون بکنم راحت تر قیافه امو بشناسید 

شب خوش 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 23:47 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الرحمن الرحيم 

السلام علیک یا غریب الغربا،  السلام علیک یا معین الضعفا،  السلام علیک یا علی بن موسی ایها الرضا ورحمه الله وبرکاته 

 

گاه گویند اذن دخول حرمت اشک چشم است...... پس چرا راهم نمی دهی آقا جان؟ :'( 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 13:0 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الرحمن الرحيم 

هو الرحمن :-) 

خداوندا تو را دوست دارم به خاطر اینکه با این همه سر کشی و عصیان باز نگاه لطف خود را از من دریغ نمی کنی خدایا سرچشمه ی لطف و کرمت جهان را فراگرفته و زنجیره عطوفتت کاینات را به سجده در اورده و نگاه مهربان و با بخششت بر جمیع بندگانت غالب شده خدایا راه توبه را برای همه باز گذاشتی و نیرنگ شیطان که ناامیدی از رحمت و بخشش خداست را برملا کردی خدایا شکر که ما مولایی چون تو داریم و شرمساریم که ما بندگان خوبی برای تو نبودیم

 

از طرف یه دوست خوب :-) 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 23:33 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله اللحق الوکیل

سلام

من پری دریایی مامان ویدا؛عروسک ناز داداش هستم

صدای من میاد؟؟؟؟؟

پری دریایی مامان  نزدیک 4 ساعت یا 5 ساعت شنا در آب هنوز با غرولند از استخر بیرون میایید و میگوید؟

من خسته نشدم بازم میخوام بازی کنم!!!:))))))

 عروسک موفرفروی داداش !!! تازگیا علی خیلی مهربون شده راه میره قربون صدقه آیجیش میره؟؟:)

_-_-/_-_-_-_-_-__-_-__-_-___________

فکر کنم این ترم دانشگاه نرم بهتره!!!

 

عنوانش را داشته باشید!!

توی مهرماه یک هفته نیستم

 از 22 شهریور کلاسا شورع میشه هم نیستم!!!

تا اول مهر

8 آیان تولد عزیز مامان ...پری دریایی مامان هم نیستم!!

خخخ کلا نیستم!!!!!

تا اون موقع برنامه ها را چیدم تا بعدش!!!

خدا به دادم برسه این تررررررم!!!

_-_---___-________________________________________________

کی حوصله داره ؟

والا!!!!!!

سریالات

از اون شکنجه های وحشتناک

تا اون عشقولانه های مسخره!!!!

من فقط Golden cross  را دوست داشتم :(

____________________________________________________________

 

گروپ

 

گروپ ساختم میگم هرکی هربار از یه اسما خدا بگه هیچکی هیچی نمیگه!!!!:|

یعنی خدایایایایایایایایایایایایایایایایا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

(___________________________________________________________)

تهران

یه عالمه سوغاتی خوشگل خوشگل از چیزهایی که توی این یه مدت نداشتم!!:)

ممنونم :)

قرار بود من برم نرفتم مگه بیکارم!!!!

حسش نبود.

____________________________________________________________________

عزیز مامان ایز سو شیک

بچه ای کلاسمون داشتن میگفتن چجوری میرفتن مدرسه

منم گفتم با رانـــنـــده شــخـــصـــــی

همشون :O

داشتن از دبستان میگفتن از مدرسه ام گفتم

و دوستام و ......

گفتن باباتون رئیس جمهوری ....وزیری چیزی نبوده D:

کلا یکی از پسرامون ترم پیش کار تحقیقاتی هم داشتم دست به خودکشی گروپی زد

بقیه نیز در افسردگی ماندند!!!:)))))

و اسم گروپ شد:عزیزمامان ایز سو شیک!!!

و اینگونه بود که ایینگونه شد!!!

________________________________________________________________

Clash of clan

 علی را فرستادم توی clan  پسرای کلاسمون!!:)

حسابی حواسشون به  داداشم هست

دستشون درد نکنه

علی هروقت میخوام  برم دانشکده میگه منم بیام آرمان هم میاد؟؟؟:|

یعنی  خدایا من از دست داداشم چی بگم؟:)))

_____________________________________________________________

توی دانشکده جلسه بود

رفتم اساتید همه تحویلم گرفتن

آب شدم ترم 3 باشی این همه ستاد تحویلات

خاک برسرم هیجی هم نیستم!!!!والا به خدا

_______________________________________________________________

پیچاندن

همه اساتید را میپیچانم با پیج....پیچ گوشتی....چرخ پیچ...پیچ های دیواری....زمینی...میزی......:)))))

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 10:44 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

In the name of God

Hi dear my freinds and readers :)

Do you know why i use smile ????

find it ...:)

_--_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-__-_-___-_-__--_-_____

Meeting

Every one in the meeting wanted to go to abroad

They have their own reasons

He asked me why dont you want to go?

I said i really dont know but at the right time i am going to abroad

There is no need for me to made myself to work harddddd!!!!

I really cant make him to accept my ideas after meeting

Then he told me:

Dont worry everything is going to be okay

I told him what is going to be okay?DO i loose my sesitivity to the problems in the world?or the problems solved?

He said:I was also like you:|

Do you what is our subject?????

Going abroad when most of peaple are  straving in our country

and do expensive reasereches!!!!!!

I lbecame looser in this conversation

but i said my beleives!!!!

 

Also what is your opinion about going abroad???

and doing some expensiive researches which his company will garantee it???:|

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 10:22 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الرحمن الرحيم 

امروز یکی بود همسن من بود در بحث ازدواج اما ازدواج کرده بود با یکی از پسرای کلاس مهر ۹۱

کلا به عنوان اختلال گر در گروه شناخته شدم :-D 

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_____-_--_

روضه رضوان و......

خواب دیدم پیش پیامبر اکرم هستم 

اومدم زیارت بخونم.. اومدم نماز بخونم..... نشد :'( 

_-_-_-_-_-_-_-_-_---_-_-_-_-_-_-_--

یادگیری علم 

علم و دانش یادگیری نیست عمل است 

لماذا تقولون ما تفعلون؟ :-S 

_-_-_-_-_-_-_-__-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_--

 

دارم میرم... کجا؟ به غربت خستگی :| 

جان ز بدنم میرود 

حزن نمیاید 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 19:52 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله العلیم البصیر

بسم الله ذوالعرش الکریم

بارالها..گرچه خسته شدم نه زبندگی ات ..نه زرسیدن به تو..زوسوسه های شیطان...خواهم از تو کمی .........

 

جمله بالا را پرکن:)

ــ-ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انا  Doctor:)))))))

Here I record my voice from Namazi Hospital..Shiraz/Iran

I go there sometimes to be a good doctor

which department?

Neurology!!!!!!!Neuro.....

-________________________________----_______________________________

الان بستنی رسید!!!!!!آآآآآآآآخ جون

فعلا در استراحت بین درسی هستم

ای بابای روزگار D:

اخبار غزه را نشون میده

 

________________________________________________________________________

یکی میره طرح ولایت!!!!بعد ....بدجنسه جواب نمیده چیا یاد میگیره

یکی میره تهران ..رویان.....هدفش از ایران بره

یکی میمونه شیراز

دوساعت بعد از اذان نگهت میداره دم مسجد از اطلاعات علمی اش بهت بده!!

هی مامانت زنگ بزنه هی میگه من اینو بگم تا بگم آخر حرفامو!!آخر سرم نگفت چی میخواست بگه

اما عقایدشو دوست نداشتم نه همه اشو

بعضی هاش قشنگ بود....بعضی هاش به روحیه من نمیخورد

حرفاش معرکه بود

شاید چکیده بیشتر مطالعاتش را بهم گفت

روش آموزش دادن را یادم  داد

یادم داد از عقایدم دفاع کنم

یادم داد شجاعت...مهربانی را حالا مهربونی را با این سوال:

اگر یه پسره الان حالش بد بشه کسی نیست...نجاتش بدی

بعد اون ازتو خوشش بیاد بهت بگه اگر با من ازدواج نکنی خودم را میکشم تو چیکار میکنی؟؟

بنده به ضرس قاتع گفتم:

میگم:برو خودت را بکش!!!!

قیافه طرف دیدنی بود گفت چرا؟گفتم خب من برام علاقه مهمه وگرنه تا حالا صد بار شوهر کرده بودم!!!!

دیگه بحث را شانس آورد ادامه نداد وگرنه چی میشد!!!

اما خب محبت یعنی .......

یعنی آموزشش منو .......D:

کل راه دویدم تا خونه!!!!افطاری:قورمه سبزی!!!!+حلوا خوشمزه+شربت ها انواع مختلف+ته دیگ ته دیگ خوشمزه

-________________________________________________________________________

قانون جدید مادرشوهرااااااا!!

سن دختر باید نصف سن پسر +7!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مامانم یعنی اینو زنه گفته بود ...جواب نداشت بنده خدا!!!!

یعنی چی این قوانین آخه والا!!!!

 

 

 

_____________________________________________________________________

Online

 

 

رفتم آن شدم دختره فرستاده:

چرا چادری شدی؟

هدفت چی بوده؟

پشیمان نشدی؟

چه چیزی محرک تو ب.ده؟

.

.

.

پاسخ دادم:

باسلام

درحال حاضر قادر به پاسخگویی نمیباشم

لطفا کمی منتظر بمانید.....

________________

یعنی بهش بگم چادر سر کنی روزی دوتا خواستگار حداقل یافت میشه یا نه؟؟؟؟ا

اونم تو شیراز!!!!

 

-_-__-_-__-_-__-

فکر کنم خیلی طرفدار دارم رفتم 1654 تا پیام نخونده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من 1000 تاشوو نخوندم

600 تاشو ندیده فهمیدم

50 تاشو نگاه کردم از کی ها بوده فقط

4 تاشو خوندم جواب دادم :باتشکر از پیام زیبایتان

خخخخخ جواب پسرا را ندادم!!!!!!تبریک عید+پیام های دیگر :)))))

واقعا که داره والا!!!!

_-_--_-_-_-__________________________________________________________

امروز یه نفر مهربون بود!!

بچه ها میگفتن خانم...... مواظب خودت باش دکتر خیلی مهربون شده اولش خوب نبودا اما الان :|

خب آخه من چی باید بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نماز عید فطر با ترس و لرز رفتم مسجد بخونم

نشستم سرم تا شروع پایین

بعد چشام را بستم در رفتم بازم.......................................;(((((((

 

 

 

از همه بالاتر قرار کاری گذاشتن اون روز بود و مردااااا واقعا حسودن!!!!مخصوصا به دوست های خانم های اطرافشون!!!و اگر خیلی زود باهم آشنا بشن

 

اما اون روزی که تو طول ترم منو به مامانش معرفی مکرد خیلی خجالت کشیدم

بزرگتره یه چندسالی اما ........:(

خخخخ خیلی بهم خوش گذشت اذیت کردن ......

پشت در اتاق دکتر:برگشته میگه خانم دکتر نگاه دیوار کنید از هر 6 نفر 5 نفر استروک!!!!

منم یه مدت مبهوت نکاهش کردم بعد گفتم چرا آقای دکتر مزاحم ما میشین؟؟

فیافه اش :|

بعد دوباره شروع  کردیم با خانم جدید آشنا شده جک خوندن!!!!و خندیدن

خیلی باحال بود مریض های پشت در فکر کنم میگفتن اگر این قراره دکتر آینده باشه خدا به دادمون برسه!!!!!!!!:)))))

________________________________________________________________________________

انداحوالات من

خب

فعلا بابد برم اما چند نکته:

1.به عمل کار برآید نه گفتار نه دیدار!!!

2.نگاه نکن گفتار مال کیه ببین گفتار چه پیامی داره!!!!!!

3.فرار کردن درحین گرفتن مچت....شکست در عملیات گاهی نیست!!!

 

4.پاکی به حساسیت تنها نیست!!باید در عمل پاک بود!!!

شیطان بساطش زیاد پهنه!!!!

5.با همه مهربان باش!!!!حتی با یه غرغرو!!!

6.احترام گذاشتن احترام میاره

7.همیشه آبروی مومنان را بخر!!!

8.مدیریت زمان!!!مدیریت اینترنت!!!!!!

9.گر کسی گوزید....تو به روی خودت نیار...تا وقتی تو ....:)))))))))))

10.به بالایی ها عمل کن

11.با خدا باش و خدایی کن!!!!!!

توفیق من االله!!!

نوشته شده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 22:40 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

الحمدالله الذی للم تسبق له حال حالا

یارآرام به من گفت نیا ...اینبار رنج ..رنج دوری..محرومیت دیدار یار است

آخر مگر چقدر این دل دوری و .....

شرط سخت شد...

شرط از اطاعت مادر گذشت..

شرط شد.........................................................................................!!!

چقدر گذر از دل..چقدر تنهایی...چقدر صبر فراق......

من نمیدونم بتونم این امتحان را قبول بشم

اما میدونم چه قبول بشم چه نشم باید مراقب شیطان باشم

باز نیت و خواسته ام در جهت عمس هم شدند

آخر چرا؟

اللهم صل علی محمد و آل محمد

اسئلک توفیق من الله

آمین

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 23:46 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله ذوالجلال و الاکرام

سلام 

بستنی 

من اگر روزه نیستم اما روزه خواری نمی کنم😢

بستنی شب میخورم 😎

روزه sparrow head fasting میگیرم 😜

_-_-_-_-_-_-_--_-______-__-__-__-_--

قدر

شیعه باید برسه به درجه ای 

درجه اسما یی که ائمه مشهورن 

امام حسن مجتبی علیه السلام به.... 

امام علی بن موسی علیه السلام به ....

امام علی علیه السلام به .......

_-_-_-_--_-_-_-____

حسین زمان ما کیست ؟

وظیفه ما چیست ؟

خجالت کشیدم 

گفتم من تنهام ...یاریم میکنید ؟

بهم گفتن:

من تنها هستم یاری ام نکردی ....اما من همیشه مواظبتان بودم 

هر وقت کارم دارین صدام میزنید ..من اجابت میکنم چون دوستتان دارم 

شما در شادی ها فراموش ام میکنید گاهی 

گناه میکنید ....اما بازم من 

حاجاقا گفت :

اون دنیا ازت نمی پرسند وقتی حسین علیه السلام را سرش را میبریدند تو کجا بودی؟ 

میپرسند :وقتی امام زمان علیه السلام تنها بود تو چیکار کردی ؟

آقا ما کوتاهی کردیم خودتان یاری یمان کنید تا لیاقت داشته باشیم ....😞

_-_-_-_-_-_-_-_-_-__-_-_-_-_-_-__-_

روزه سکوت 

همه خسته شدن از بس حرف نزدم 

علی گفت آبجی دلم گرفت یه چیزی بگو ؟

اما چرا روزه سکوت ؟

شب قدر قرآن میخواندم 

مریم روزه سکوت داشت 

سکوت زکریا بابای یحیی

نمیدونم اما 

گاهی سکوت بهترین چيزه 

تا امتحان نکنی نمی فهمی جی میگم 

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_--_-_

دلیل داره 

هر چیزی 

حجاب دلیل پاکی و تطهیر قلب 

روزه دلیل تقوا 

نماز دلیل شکر

.

.

.

اما دلیل عشق چیه ؟_-_-_-_-_-----_-__

_-_-_-_-_-_-__

چشمانم پر از حجابه 

قلبم سیاهه 

امام رضا علیه السلام تا یه جایی میتونن کمک کنن اما وقتی سیاهی باشه نمیشه رفت......باید تطهیر بشه نه فقط با اشک ....

با .....

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-__-__-_--__-__

قرآن بخونید نه بشنوید 

مهمه ها 

قرآن نماز حافظ اند 

قرآن باید خوانده بشه تا زبان حفظ بشه از گناه 😯

تا گوش بشنوه غیبت نشنوه ...دروغ نشنوه ....آهنگ نشنوه ....

صدای نامحرم نشنونه 

 

_-___-_-_-_______-__--_

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 0:53 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله ذو العرش المجید

سلام :-) 

از چند خاطره شروع میکنم

افتاده

تغذیه 6.5

خیلی قیافه ام دیدنی بود

شب با مامان ویدا دعوام شد اولش گفت میبرمت کوی زهرا /جایی در شهر شیراز دور دوره

بعد به بابام گفت :حاجی دخترمون و میبری؟ 

منم قهر کردم صبح با آژانس رفتم تا 11:30 استاد بیاد بیکار بودم

بهم گفتن برو کتابخانه کتاب بخون

خب برباد رفته. اسکارلت، قابوس نامه، مرزبان نامه اینا را همه را یا بیشتر را خونده بودم 

رفتم گفتم :کتاب مذهبی ندارین؟ 

گفت :قرآن.... نهج البلاغه 

نهج البلاغه را آن جا استارت زدم الحمدالله :-) 

نمره ام الحمدالله درست شد.... 

-_-_-_-_-_-----_-_-_-_----_--_-_-_-_--_-_--_-_-_-__

اعتکاف

یه بار اومدم شیراز رفتم اعتکاف 

به یه روز نکشیده حالم خیلی بد شد...... :-( 

من نباید....... بگیرم :'( 

خیلی درده

نتونی لذت افطار بچشی..... 

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_---_-_-_-__

روزه اولی 

بعد از تلاش توانستم همه را قانع کنم امروز 19 رمضان درسن 19 سالگی و 7ماه و 18 روزگی زندگیم بعد از 6 سال روزه گرفتم 

خیلی لذت بخش بود 

اما خب به مادرم نگفتم صبح غش کردم رو تخت سرم گیج رفت افتادم اونجا :-B 

اگر میگفتم باید روزه آم را میخوردم البته خواب بدم هم دیدم :-S 

انشاالله خیر باشه 

_-_-_-_-؟؟؟؟؟،-؟؟؟؟؟_----------_--_--

احیا 

هیعییی 

امام رضا علیه السلام 

دلم میخواد بیام حرم

کبوتر شيطون حرمت باشم 

خادم ها از دستم عاجز باشن 

شبها سرم را روی پای خودت بزارم بخوابم 

دعای کمیل بخوانیم 

دعای توسل را زمزمه کنم شما جواب بدین 

قرآن بخوانم 

تور حرم گردی بزارم 

دلم تنگه 

طاقت نداره دلم 

به دنبال سر پناهه 

سرگردان دریای گناه.... کویر دلش خشکه 

امام رضا علیه السلام 

میشه چشم هام را ببندم و.... 

---_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_---_-_

روزی که داشتم میرفتم گفتید....... 

_-_-_-_-------------_--_-__--_--_--_--_--_--_-_-

دعای کمیل شروع شده 

من برم 

التماس دعا. :-) 

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی وحجتک علی من فوق الارض ومن تحت ثری الصدیق الشهید صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیاءک 

السلام علیک یا غریب الغربا، السلام علیک یا معین الضعفا، السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی و رحمه الله برکاته 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 22:51 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی الحسین.......

السلام علی علی بن حسین

السلام علی اولاد الحسین

السلام علی اصحاب الحسین....

 

دوری از کربلا مثل  دوری از بهشت است...:(

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 23:38 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

In the name of God

lonliness doesnt mean being lonely....

God is always with us......

.

.

.

I just need some ....:(

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 23:35 توسط ثمرعزیزمامان:-) |

بسم الله له الخیر الاسما الحسنی

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا غریب الغربا,السلام علیک یا معین الضعفا,السلام علیک یا علی بن موسی ایها الرضا و رحمه الله برکاته......

گردلم هوای کویت کند اذن میدهی دلم سری به حرمت بزند؟؟؟؟

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

آداب دعا

1.بسم الله گفتن

2.تجلیل از الله

3.شمارش نعمت های خدا(لم یکن شیئا مذکورا....:(   )

4.....10.....

_-_-_-_-_-_-_-_-_

اگر خدا را صدا بزنی برمیگرده میگه:بگو بنده من...من شنوا هستم...بگو بنده من....;(

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

4تا موضوع باهم همیشه هستند

1.دعا....استجابت

2.استغفار...آمرزش

3.ذکر.......خدا هم یاد بنده اش هست...

4.حمدو شکر....ازدیاد نعمت....

اما من میگم5 تا است

5.دلتنگی.....دلتنگی.....

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

خب چند خاطره:

نمره

دونمره فریز شده داشتم رفتم طلبم را وصول کردمD;

ارم..پردیس

شبیه مشهد بود.....یادم آن روزها افتاد..انتظار برای اتوبوس...پیاده روی...مسیرهای طولانی...گرمای ظهر...

راه رفتن

تا وقتی ازت یه چیزی نگیرند قدرشو نمیدونی....

دوست داشتن

ازم پرسیدن:جرا مادرتو دوست داری؟

جوابم دادم تو دلم:چرا امام رضا(ع) را دوست دارم؟به همون دلیل مادرم را دوست دارم با دلایل بیشتر برای دوست داشتن مادر

قول و عدم وفا

گناه و استغفارو ارتکاب دویاره

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

هرکسی ضعیف شد نباید روزه بگیره؟

و تو چه میدانی لذت افطار را؟؟؟؟

_-_-_-_-_-_-_-_-_-

تابستان با دانشکده

هرروز دانشکده ام انگار نه انگار تابستانی هم هست!!!!خسته شدم از این زندگی بی یاد خدا!!

_--_-___------

فقط یه چیز

تا حالا دعای مجیر خوندی؟

توش میگیم اجرنا من النار بک یا مجیر!!

چشمات را ببند خودت را درحال طواف ببین با لباس  سفید

خدا بهت ق.ل دداده پاک شی...بی گناه...این دعا را زمزمه میکنی......

التماس دعا

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 22:50 توسط ثمرعزیزمامان:-) |


آخرين مطالب
» مسلم که بود؟ چه شد؟ چرا؟
» گاهی آتیش میگیری بعضی وقت ها
» روز های آخر 19 سالگیم
» اشتباه پشت اشتباه
» 20...20
» آزادسازی..... آزادی استقلال.... پیروزی.... البته من نجنگیدم پیروز بشم... :|
» دو درس ...درس اول احترام..درس دوم شادی
» پیانو
» 
» رحمانیت خدا


قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت